پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
60
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
رو ، شيطان در آنجا كه ملك از آن مىنگرد و در آنجا كه مىپرستندش جايى ندارد و آنجاها بيرون از دسترس اوست . » « 51 » اكنون مىپردازيم به دو بخش اصلى كه تخيّل مقاتل را به خود جلب مىكند و به عقيدهء او همراه با احكام شرعى ، تار و پود وحى قرآنى را تشكيل مىدهد ؛ اين دو بخش يكى گزارشهاى پيشينيان است و ديگرى وقايع اخروى . ب . گزارشهاى پيشينيان مقصود از « گزارشهاى پيشينيان » تاريخ روزگار گذشته نيست ، بلكه يادآورى دخالتهاى الهى در جهان با فرستادن پيامبران است كه رسالت آنها دعوت خلق به پرستش اللّه ، خداى يگانه و حقيقى ، بوده است . اعم از اينكه اينها خود نصوص قرآنى باشد ، يا قصص الانبياء بيشمارى كه مفسّران يا تخيّل عامّه بر آنچه قبلا در قرآن بوده است افزودهاند ، تذكر يك نكتهء كلّى دربارهء روحيهاى كه ملهم همهء اين نوشتههاست ضرورت دارد . ذهن مسلمان طبيعة غير تاريخى مىانديشد و متمايل به اسطوره است ، چه پروردهء مكتب قرآن است ، از اين رو وقايع گذشته را تا اندازهاى به شيوهاى كه مثلا انجيلهاى آپو كريف روايات انجيلى را حكايت مىكنند باز مىگويد . مراد ما از اين سخن آن است كه وقتى كه ذهن مسلمان واقعهاى برگرفته ، مثلا ، از كتاب مقدّس يا از سيرهنگارى يهودى - مسيحى را حكايت مىكند ، در بيشتر موارد نمىتواند در آن تصرّف نكند و جزئيات افسانهاى به آن نياميزد و جهتى مغيّر معنى آن به آن ندهد . از آن گذشته ، غالبا واقعهء تاريخى ، در گذار از يك حلقهء اسنادى به حلقهء ديگر ، اندك اندك رنگ مىبازد ، تا آنجا كه سرانجام ذهن اسلامى از آن فقط خاطرهاى مبهم ، غرق در گزارشى اسطورهگونه ، را نگاه مىدارد . مثالى مقصود ما را از اين مدّعا روشن خواهد كرد . قرآن در اشاره به گزارش انجيلها دربارهء شام آخر و « تكثير نانها » در عباراتى پوشيده و كنايى ذكر واقعهاى از زندگى عيسى ( ع ) را مىآورد كه با آنچه در انجيلها در اين باره آمده است تنها پيوند دورى دارد ، زيرا براى قرآن موضوع عبارت از حركت تاريخيى كه عيسى انجامدادهاست نيست ، بلكه اين واقعه آيتى است از دخالت خدا ميان عيسى و حواريان او ( إِذْ قالَ الْحَوارِيُّونَ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ قالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ . قالُوا نُرِيدُ أَنْ نَأْكُلَ مِنْها وَ تَطْمَئِنَّ قُلُوبُنا وَ نَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنا وَ نَكُونَ عَلَيْها مِنَ الشَّاهِدِينَ . قالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَكُونُ لَنا عِيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْكَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ . قالَ اللَّهُ إِنِّي مُنَزِّلُها عَلَيْكُمْ فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ
--> ( 51 ) . نقل از سلمى ، پيشگفته ، در باب آيهء 17 سورهء اعراف .